آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - شخصيت ادبى سيّد مرتضى - محدثى جواد

شخصيت ادبى سيّد مرتضى
محدثى جواد


از كتابهايى كه درباره زندگينامه و بررسى افكار و آثار و چهره ادبى دانشمند نامور شيعه در قرن چهارم, مرحوم سيد مرتضى علم الهدى, نوشته شده تحقيقى است كه نويسنده اديب عراقى دكتر عبدالرزّاق محيى الدين انجام داده و بخوبى از عهده اين مهمّ بر آمده است.
نويسنده كتاب, كه آن را به عنوان تز دكتراى خود فراهم كرده, مورد تقدير دانشگاه قاهره قرار گرفته و رساله او با رتبه ممتاز مورد تأييد واقع شده است. راقم اين سطور, اخيراً از ترجمه اين كتاب ٣٠٤ صفحه اى فراغت يافته آن را براى چاپ به يكى از ناشرين سپرده است كه به مناسبت سالگرد رحلت اين عالم فرزانه, به معرّفى محتواى اين تأليف مى پردازد.
كتاب ادب المرتضى من سيرته و آثاره مشتمل بر پنج بخش و هر بخش از چندين فصل تشكيل شده است.
بخشهاى اصلى كتاب عبارتند از:
١ـ زندگى سياسى در قرن چهارم در بغداد و تأثير آن بر جامعه و زندگى سيد مرتضى
٢ـ ويژگيهاى علمى قرن چهارم و تأثير آن بر سيد مرتضى
٣ـ زندگينامه علمى سيد مرتضى
٤ـ آثار فرهنگى و ادبى سيد مرتضى (تأليفاتش)
٥ـ ادبيّات سيد مرتضى (شعر و نثر او)
نويسنده كتاب, پس از آنكه به مبناى خلافت در اسلام و شيوه هاى ممكن و سنّتى و عملى تصدّى خلافت در صدر اسلام و سپس در دوران امويان و عباسيان مى پردازد و فراز و نشيبهاى آن و روى كار آمدن آل بويه را تحليل مى كند, به بيان تأثيرى كه حيات سياسى قرن چهارم بر جامعه و انديشه ها و عملكردها و موضعگيريهاى سيد مرتضى به عنوان يك عالم بزرگ شيعى و پرچمدار ميدانهاى كلام و فقه و تفسير و ادب و … داشته, نگرشى عالمانه مى افكند. منصب (نقابت) كه در دودمانِ سيد مرتضى بوده و او نيز نقيب شيعيان به شمار مى رفته و حمايتهاى گوناگونى كه از حاكمانِ آل بويه داشته و با شعر و نثر و موضعگيرى و … آشكارا آنان را تأييد مى كرده, فصل ديگرى از مطالب كتاب است.
تطّور و تحوّل علوم بلاغى, ادبى و كلامى در عصر سيد مرتضى و تأثيرى كه او در حيطه هاى علمى داشته و زمينه هايى كه براى (تحوّل آفرينى) سيّد پديد آمده بود, نقطه آغاز بخش ديگر از نگرش تحليلى مؤلف كتاب به زندگى علمى و ادبى سيّد است.
آن عصر, دو پديده آشكار را شاهد بوده است: يكى نضج و شكل گيرى علوم و فنون ادبى و رسيدن به مرحله اى بى سابقه از شكوفايى. و ديگرى, تمايز و مرزبندى و تفكيك دقيق و مشخص علوم و فنون از يكديگر و نيز جدايى روشن خطوط مكتبها و مذهبها و اصول اعتقادى فرقه هاى گونه گون اسلامى.
بررسى دقيق اوضاع علمى پيش از سيّد و عصر او در قرن چهارم, در هر يك از زمينه هاى تفسير قرآن, حديث, فقه, كلام, علوم عربى (لغت, نحو, بلاغت, تاريخ ادبيات) و شيوه اى كه سيّد مرتضى در آثارش در هر يك از اين زمينه ها داشته, محور ديگرى براى مباحثِ فصلى از اين تأليف است. تأثير سيّد را در مرزبندى روشنتر عقايد شيعى و علم كلام از اين زاويه, در آثارش بررسى كرده است. همچنين اشاره به دو شخصيت كم نظير ديگر جهان شيعه, يعنى شيخ مفيد و شيخ طوسى, در كنار بيان كار عظيم سيد مرتضى, ترسيمى از يك (مثلث پر قدرت علمى) در قرن چهارم است كه اين سه اعجوبه روزگار, در دفاع از حماسه مكتب و ترويج انديشه هاى اماميّه, شاخص آن دوران اند.
بخش ديگر كتاب, سيره و زندگينامه سيد مرتضى است.
نسب پدرى و مادرى سيّد را كه از هر دو سو, به اهل بيت (ع) مى رسد بر مى شمارد و اينكه از طرف پدر به اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ و از طرف مادر به امام زين العابدين ـ ع ـ متصّل مى گردد و شخصيت والاى اين خاندان در ميان علويان جايگاه خاصّى داشته است.
اشاره اى به استادانش, شاگردانش, دوره درس خواندنش, وفاتش, نسل او, حوادث مربوط به آنچه ميان او و شعرا و علما وادباى معاصرش گذشته و مقايسه و نشان دادن برترى او از چهره هاى همتايش در آن روزگار و ارائه سيمايى از منزلت اجتماعى او در بغداد قرن چهارم و منصب "اميرالحاج" بودن و نفوذ اجتماعيش, در فصلى ديگر از اين كتاب خواندنى آمده است. در همين فصل, ضمن تحليل زندگانى علمى سيّد, به آثار و تأليفات متنوع و ميدان گسترده تأليف و تدوين و انديشه هاى كلامى و فقهى و آراء ادبى او پرداخته است.
كتابهايش فراوان است; از جمله: انتصار, ناصرّيات, الشافى, انقاذ البشر, المحكم والمتشابه, تنزيه الأنبياء, الفصول المختارة, الذريعة, شرح قصيده سيّد حميرى, امالى, طيف الخيال, الشهاب فى الشيب والشباب, ديوان شش جلدى شعر, و دهها كتاب و رساله و جزوه ديگر كه در زمينه هاى مختلف, و بيشتر فقه و كلام, است.
نويسنده درباره هر يك از اين آثار, تحقيق كرده و نسخه هاى خطى يا چاپى آنها را معرفى كرده و اطلاعات كتابشناسى هر يك را به اندازه توان خود گفته است. اين اندازه از معرّفى كتاب, چيزى است كه در زندگينامه هاى ديگر سيّد نيامده است.
در بخش مربوط به ادبيّات سيد مرتضى, عمدتاً آثار وى را به دو بخش تقسيم مى كند:
اوّل: آثار غير ادبى, كه ارتباط با مسائل ادبى دارد, بخصوص نوشته هاى كلامى سيّد را بررسى كرده و نوع قلم و سبك نگارش و شاخصه هاى ادبى موجود در آنها و قوّت قلم او را, حتى در كتب فقهى و اعتقادى هم, به خواننده نشان داده است.
دوّم, آثار ادبى توصيفى او, كه سيّد در اين گونه نوشته هايش چه در وادى شعر و چه در ميدان نقد ادبى و مسائل بلاغى, چهره اى بارز و بى همتا داشته است. نويسنده در صفحات اين بخش, بدقت به زمينه هاى تكوين چنين شخصيّتى در زندگى علمى و فرهنگى سيّد و عوامل مؤثر در قوّت كار او پرداخته, شواهد و نمونه هاى بسيارى از كلام و شعر او آورده است. وى مى نويسد:
سيد مرتضى از برجسته ترين اديبان وصف گرا بود, كه به نقد بسيارى از آثار شعر و نثر پرداخت و درباره آثار شاعران و نثر نويسان بسيارى به داورى نشست و درباره آنها, در حدود آنچه تا آن روزگار شناخته شده بود, با بهره ورى از ابتكار و زيبايى شناسى و ادراك مظاهر آن بخوبى سخن گفت. دقّتها و ريز بينيهاى ادبى و بلاغى سيّد, قابل توجّه است; نكته يابيها و توجهاتى كه در پى تبيين و تفسير آيات قرآن و احاديث گفته است, علاوه بر انديشه هايى كه گاهى منحصر به خود او بود. همچنين نقد و مقايسه و تعليقه هايى كه به اشعار و مفاهيم شعرى داشت, از نظر اصالت و استوارى, كمتر از نكات و نقد تطبيقى كسانى همچون ابى هلال عسكرى و آمدى نبود. (ص ١٨٨).
و نيز درباره توجه سيّد درباره چگونگى شكل گيرى مفاهيم در ذهن اديب و شاعر مى نويسد:
از نكته هاى بر جسته نقد سيد مرتضى, تصويرى است كه وى درباره بار ورى مفاهيم و زاد و ولد معانى وزايش برخى از برخى دارد, كه به صورت تركيب و امتزاج يا تداخل انجام مى گيرد. وى مدّعى است كه از ادّعاى اينكه شاعرى از شاعر ديگر, نكته يا سوژه اى را گرفته يا سرقت كرده, بايد پرهيز كرد. زيرا وقتى معانى در ذهن شاعر پيوستگى يافتند و در رحم ناخودآگاه او قرار گرفتند, بار ور مى شوند و مفهوم تازه اى مى زايند; مفهوم تازه اى كه هر يك از ويژگيهايش را از يكى از معانى پيشين گرفته است. پس اگر ميان معانى پيشين و جديد تشابه ديده مى شود, به اين معنى نيست كه مفهوم تازه از آنِ مدّعى نباشد و به ديگرى نسبت داده شود, هر چند در بستر او به دنيا آمده است! اين مفهوم, متعلّق به او و فرزند ذهن و خيال اوست, هر چند نوزادى است كه شباهت به غير پدر خود دارد; زيرا سنّت بارورى مفاهيم در ذهن, اين تشابه يا اختلاف را پديد مى آورد.
سيد مرتضى, دقّت و خرده گيرى و نكته سنجى را كه در متون ادبى و تعبيرات شعرى دارد, گاهى همسان با برخوردى است كه با آيات قرآن يا ديدگاههاى كلامى دارد و در پى تصحيح و نقدِ محتوايى و درستى يا نادرستى مفاهيمى است كه در آثار ادبى ابراز شده است, در حالى كه در نقد چه بسا نسبت به متون ادبى, از اين جهت با تسامح و سهل گيرى و اغماض بيشترى بايد نگريست و انتظار روش منطقى و اسلوب علمى را از آثار ادبى نبايد داشت.
نقد ادبى, جايگاه مهمّى در آثار ادبى سيّد دارد. وى, با برخوردارى از قوّت طبع, تيز هوشى, ممارستِ بسيار در كار شعر و ادب, تسلّط شگفت انگيز به آثار و اشعار پيشينيان و معاصران, ذوق لطيف و نكته ياب, نمونه هاى فراوانى از تشبيه, تكرار, مجاز, استعاره, كنايه و… را به صورت مقايسه اى و تطبيقى و نقدى بسيار عالمانه و موشكافانه ارائه مى دهد و به ميدان قلّه هاى افراشته ادب عربى همچون بُحترى, ابو تمام, ابن رومى, جرجانى, جاحظ, ابن سلام, آمِدى وصولى مى رود.
مؤلف كتاب, پس از ارائه نمونه هايى از اين گونه نقدهاى ادبى, به ادبيّات اِنشائى يا به تعبير ديگر به نثر ادبى سيّد پرداخته و مواردى را شاهد مى آورد و تجزيه و تحليل مى كند و نتيجه مى گيرد كه عبارات و تعبيرات سيّد, روان, شيرين, پخته, استوار, بى تكلّف و برخوردار از صناعات ادبى و جبنه هاى بلاغى است.
وى در فصل ديگرى به بررسى شعر سيد مرتضى مى پردازد و نوع آن و ويژگيها و جنبه هاى تكنيكى و در و نمايه ها و محتواهاى مطرح شده در اشعار و عوامل پديد آورنده اين خصايص و ويژگيها را تبيين مى كند.
در تقسيم بندى مؤلف, شعرهاى سيّد, بخشى غزليّات است, با برخوردارى از نازك خياليها و قوّتها و پختگيهاى لازم. برخى شعرهاى توصيفى است, يعنى آنچه حالت ترسيم و نقاشى دارد, از جمله شعرى را مثال مى آورد كه به حج و حال و هواى آن مناطق و اماكن و حاجيان مربوط مى شود. بخش ديگر, شعر سياسى سيّد است, كه بيشتر بر مبناى مسائل اجتماعى, خلفا, اهل بيت, موضعگيريهاى (له) و (عليه) نسبت به حكّام و دولتمردان و خلفاء وزراء و … است. بخش ديگر, شعر فخر و حماسه است كه به افتخار كردن به شرافت خانوادگى و تبار و دودمان و فضايل و رگ و ريشه علوى خود و خاندان خود مربوط است. و بالأخره, شعر مدح و مرثيه او كه بخشى عمده از سروده هاى او را تشكيل مى دهد.
مؤلف در اين بخش از تحقيق و بررسى خود, ديدى نقّادانه نسبت به سيّد مرتضى دارد و ضمن ارج نهادن به مقام ادبى و شخصيت كم نظير او, از جهت تواناييهاى ذوقى و قلمى و شعرى و نيرومندى خيال و گستردگى مفاهيم, از كنار اشعارش بى نقد هم نمى گذرد و براى اثبات اينكه سيّد, در موارد متعددى آنچنان كه بايسته است, از عهده عرضه اثرى بى ضعف و در سطح بالا, بر نيامده و نقصهايى در برخى اشعارش ديده مى شود, نقدى بى گذشت و موشكافانه و دقيق, از يكى دو شعر سيّد مرتضى انجام داده است.
ناگفته نماند كه مؤلّف, گرچه تحقيق و كاوشى بى طرفانه و علمى و ادبى از زندگى و آثار ادبى سيّد انجام داده است, ليكن از آنجا كه خودش از اماميّه نيست, گاهى در فصولى از كتاب, بويژه آنجا كه به تبيين ديدگاههاى كلامى سيّد مرتضى و نيز نقش شيعه در پديد آوردن و پى نهادن شاخه هايى از علوم اسلامى پرداخته, نظرهايى داده كه خالى از اشكال نيست. در ترجمه كتاب, نسبت به برخى از اين گونه موارد, نقد يا پاورقيهاى توضيحى آمده تا خواننده اثر را, پذيراى دربست به ديدگاههاى مؤلف محترم نسازد و به موارد شبهه, متوجه كند.
اميد است كه توفيق چاپ و نشر اين ترجمه هر چه زودتر فراهم آيد و جامعه اهل ادب و دانش, با ابعاد بيشترى از زندگى مرحوم سيّد مرتضى علم الهدى كه از مفاخر علمى جهان اسلام و از خورشيدهاى فروزان آسمان تشيّع و حوزه فقاهت است, آشنا شوند. جواد محدثى